وبلاگ رسمی کلاب فوتبال ایرانیان

لیست راهنمای بازی و آخرین اطلاعیه های کلاب

دماوند

دماوند ، محل حماسه سازی آرش کمانگیر !

( داستان حماسه سازی آرش و لشکر کشی فریدون به سپاهسالاری کاوه ، علیه ضحاک ستمگر را با هم خواهیم خواند )
دماوند قله ای که آرش کمانگیر اسطوره همیشه جاوید ایران بر فراز آن رفت و تیری رها کرد تا مرز ایران و توران را کند و البته جان آرش را در راه میهن گرفت !
دماوند در فرهنگ ایران مظهر پایداری و استواری و یک نماد ملی است.damavand4
 دماوند کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین قله این کشور و بلندترین آتشفشان خاورمیانه شناخته می‌شود. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد.
منابع مختلف اندازه‌های گوناگونی برای ارتفاع قلهٔ دماوند از سطح دریا ذکر کرده‌اند. به نقل از درگاه ملی آمار ایران، ارتفاع این قله ۵٬۶۱۰ متر است.
قله دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است. نزدیکترین شهر بزرگ به این کوه لاریجان است.کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبيعی ايران در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.

جانفشانی آرش کمانگیر اسطوره همیشه جاوید ایران بر فراز قله دماوند

آرش-کمانگیر
 آرش کمانگیر که نماد جانفشانی در راه میهن است و او را نمونه بی همتای اسطوره های جهانی می دانند ، مرز ایران و توران را با رها کردن تیری از قله دماوند، معین کرد.
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد سازش می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و برای پذیرش این پیشنهاد سازش و کوچک‌انگاری ایرانیان پیشنهاد می‌کنند که یکی از پهلوانان ایرانی بر فراز قله ای تیری بیندازد و جای فروافتادن آن تیر، مرز ایران و توران شناخته شود.
در ایران کسی دلیری این کار را به خود نمی‌دهد. آرش که پیک لشکر ایران بود پیامی را به لشکر توران می‌برد. پادشاه توران برای کوچک شماردن بیشتر ایرانیان خود آرش را برمی‌گزیند و آرش ناگزیر به پذیرش این کار می‌شود. از آن سو در لشکر ایران همه بر آرش خرده می‌گیرند که چرا این پیشنهاد را پذیرفتی و اینکه این کار مایه ننگ ایران خواهد شد.
آن گاه آرش بر فراز دماوند می‌رود و تیر را در چله کمان گذاشته و پرتاب می‌کند. آرش که همه هستی و توانش را برای پرتاب تیر گذاشته بود، پس از این تیراندازی از خستگی جان می‌دهد؛ پیکرش پاره‌پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و روانش در تیر دمیده می‌شود. تیر از بامداد تا هنگام غروب خورشید پرواز کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید، که آنجا مرز میان ایران و توران خوانده می‌شود.
سپنته آرمیتی ( ایزبانوی ایران زمین ) تیر و کمانی به آرش داده بودند و گفته بودند که این تیر بسیار دور خواهد رفت اما هر کس که تیری با آن بیندازد، جان خواهد داد. با این حال آرش آماده از خودگذشتگی بود و آن تیر و کمان را گرفت و در راه سرافرازی ایران، جان داد.

نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه علیه ضحاک ستمگر در حوالی دماوند

damavand1
فریدون از شخصیت‌های اساطیری و افسانه ای ایران، با لشکر خود که کاوه آهنگر سپاهسالاری آن را بر عهده داشت نبردی شدید علیه ضحاک ستمگر به راه انداخت و نهایتا او را در کوه دماوند به بند کشید.
طبق داستان های تاریخی ، ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود. هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های اوست.

قصیده دماوندیه اثر ملک الشعرای بهار :

damavand2
ای دیو سپید پای در بند!
 
ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود
 
ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی
 
بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران
 
وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان
 
با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون
 
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
 
آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری
 
از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو
 
بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری
 
ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسرده‌ی زمینی
 
از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !
 
وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی
 
افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو
 
این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه
 
بخروش چو شرزه شیر ارغند